حکایت

 

دوره گرد بساط عینک را کنار پیاده رو پهن کرده بود، نخ و سوزنی در دست داشت و جار می زد:

 

ایها لخلایق، احتیاجی نیست پول خودت را دور بریزی و بدهی نمره عینک برای تو تعیین کنند، یکی از این عینک ها را بردار روی چشم بگذارد، اگر توانستی این نخ را در سوراخ سوزن بکنی، عینک مناسب چشمت است. بردار و حالش را ببر!

 

پیرمردی عصا به دست که از پیاده رو عبور می کرد مکث کرد. دوره گرد عینک را بر چشم او گذاشت و نخ و سوزن را به دست او داد اما پیرمرد که با عینک، نخ و سوزن را تشخیص می داد هر قدر خواست نخ را در سوزن بکند نتوانست و عینک فروش هم نمی دانست که دست های لرزان پیرمرد قادر نخواهد بود نخ را در سوزن کند. عینک را از چشم او برگرفت و در بساط خود گذاشت.

 

پیرمرد نومیدانه به راه خود ادامه داد.

نویسنده : عبدالحمید حسین نیا


منبع:روزنامه مردم سالاری



تاريخ : | | نویسنده : funny98 |
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن زالو چیست؟
نقش دینگ در صنعت حمل و نقل
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تحلیل آماری
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
فال حافظ

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.